تبلیغات
کمالستان - اِلَهی عَامِلنَا بِفَضلِک وَ لا تُعامِلنا بِعَدلِک
کمالستان
یا رب نظر تو برنگردد

ماه اولی که فهمیدم باردارم نشستم به حساب کتاب که من ماه گذشته را چگونه گذراندم؛
جسم سنگین بلند نکردم؟ نماز شب خواندم؟ غیبت نشنیدم؟ تغذیه ام چطور بوده؟ نکند کله پاچه برای جنین ضرر داشته باشد؟ خوب شد سوار ترن نشدم! اخلاقم خوب بوده؟ چقدر قرآن خواندم؟ آخ! آن یک لیوان زعفرانی که دم کردم...؟ چندبار عصبی شدم؟چندبار پای روضه اباعبدالله نشستم؟ خدا رو شکر که قرص آهنم را ادامه دادم! ...
اگر میدانستم که رفتارم مهم تلقی میشود انقدر یلخی ایام نمیگذراندم! غافل از اینکه چه من حواسم باشد چه نباشد رفتارم اثر خود را گذاشته. به همین خاطر الان نشستم پای دو دوتا چهارتا.(البته اگر لطف خدا را فاکتور بگیریم)

یادم به مرگ افتاد! که فراموشی ما از حساب کتاب چیزی از بارِمان را سبک نخواهد کرد.
فَمَن یَعمَل مِثقالَ ذره خیرا یَرَه....





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 1 اردیبهشت 1396 04:39 ق.ظ
Hello there! This post could not be written any better!
Reading through this post reminds me of my good old room mate!
He always kept chatting about this. I will
forward this article to him. Fairly certain he will have a good read.
Thank you for sharing!
جمعه 11 فروردین 1396 08:17 ق.ظ
Hey there! I know this is kinda off topic however I'd figured I'd ask.
Would you be interested in trading links or maybe
guest writing a blog post or vice-versa?
My site discusses a lot of the same topics as yours and I believe we could
greatly benefit from each other. If you are interested feel free to shoot
me an e-mail. I look forward to hearing from you!
Great blog by the way!
سه شنبه 1 تیر 1395 11:14 ب.ظ
خوش به حال شما که لااقل این باعث شد دوزار حساب کتاب کنی..
ما را به جبر هم که شده سوی نور کن...
التماس دعا خواهرجان..
طلبه
آخه من که نمی تونم شما رو مجبور به کاری کنم!!
محتاج دعام...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

"به خودکارم نگاه کردم که لبه اش پریده بود. هوس کردم خودکاری نو داشته باشم، و دچار این وسواس شدم که برای نوشتن از جبهه باید قلم آدم نو باشد. نو بودن قلم یعنی انگار که وضو داشته باشی.
من بی وضو از جبهه نمی نویسم. و تا حالا ماشه ی تفنگم را بی وضو نچکانده ام. مگر جز این است که جنگیدن در این جبهه عین عبادت است؟"


نه آبی نه خاکی_سوره مهر

مدیر وبلاگ : طلبه
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :