تبلیغات
کمالستان - ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش
کمالستان
یا رب نظر تو برنگردد
سه شنبه 4 خرداد 1395 :: نویسنده : طلبه
این ماجرا مرا آزار می دهد

این ماجرا اشک مرا در آورده،

این ماجرا لج مرا در آورده!

این ماجرا مثل خوره به جانم افتاده!

خیلی زیر پوستی امروز فهمیدم

این ماجرا دقیقا با "من" کار دارد.

با منیتِ من!

به "من" برخورده.

امروز فهمیدم

تا از این ماجرا گذر نکنم

تا وضعیت "من" همین است

باید قید شهادت را بزنم!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 25 فروردین 1396 07:04 ب.ظ
Hello, all the time i used to check blog posts here in the
early hours in the break of day, as i like to find out more and more.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

"به خودکارم نگاه کردم که لبه اش پریده بود. هوس کردم خودکاری نو داشته باشم، و دچار این وسواس شدم که برای نوشتن از جبهه باید قلم آدم نو باشد. نو بودن قلم یعنی انگار که وضو داشته باشی.
من بی وضو از جبهه نمی نویسم. و تا حالا ماشه ی تفنگم را بی وضو نچکانده ام. مگر جز این است که جنگیدن در این جبهه عین عبادت است؟"


نه آبی نه خاکی_سوره مهر

مدیر وبلاگ : طلبه
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :