تبلیغات
کمالستان - نگاه کودکانه
کمالستان
یا رب نظر تو برنگردد
سه شنبه 11 اسفند 1394 :: نویسنده : طلبه
گفتم: عزیزه خاله از این پولکی های زرشکی بردار.

گفت: نچ، خونیه!

-سادات جون، شما چرا پولکی پسته ای ت رو نخوردی خاله?

- آخه سبزه، کاله! 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 22 اردیبهشت 1396 12:17 ب.ظ
Thanks in favor of sharing such a nice thought, piece of writing is
good, thats why i have read it fully
جمعه 25 فروردین 1396 03:14 ق.ظ
Right now it sounds like Wordpress is the best blogging platform available right now.
(from what I've read) Is that what you are using on your blog?
شنبه 15 اسفند 1394 04:03 ب.ظ
زمان ما
آیدین یه سری شوکولات دراز میزد, با طعم موز و لیمو و توت فرنگی. هیچ بچه ای نمیتونست در برابرشون مقاومت کنه. کلا زمان ما از بس این چیزا کم بود ما فرصت فکر کردن به رنگ و ظاهرشونو نداشتیم. داغون ترین تافی ها از نظر ما معرکه بود..
الان بچه ها اینقدر انتخاب شون بالاست تا آخر بچگی شون وقت نمیشه یه دور از همه ی شوکولات های بازار بخورن ببینن کدوم خوشمزه تره..
دلم براشون میسوزه..
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

"به خودکارم نگاه کردم که لبه اش پریده بود. هوس کردم خودکاری نو داشته باشم، و دچار این وسواس شدم که برای نوشتن از جبهه باید قلم آدم نو باشد. نو بودن قلم یعنی انگار که وضو داشته باشی.
من بی وضو از جبهه نمی نویسم. و تا حالا ماشه ی تفنگم را بی وضو نچکانده ام. مگر جز این است که جنگیدن در این جبهه عین عبادت است؟"


نه آبی نه خاکی_سوره مهر

مدیر وبلاگ : طلبه
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :